پنجشنبه یازدهم اسفند 1390
اندر باب جدایی نادر از سیمین
"سرزمین من فرهنگ کهن و غنی دارد که زیر غبار سنگین سیاست مخفی شده است. جایزه ام را به مردمم تقدیم می کنم. مردمی که مخالف خشونت هستند و با تمدن ها و فرهنگ های دیگر سر سازگاری دارند".(اصغر فرهادی کارگردان فیلم جدایی نادر از سیمین در هنگام دریافت جایزه اسکار)
فیلم جدایی نادر از سیمین جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی جشتواره معتبر اسکار را از آن خود نمود.جشنواره اسکار را می توان مهمترین و بزرگترین جشنواره فیلم در دنیا دانست."فیلم" در سپهر دنیای مدرن زبان گویایی است برای انتقال پیامها و نمادها.اینک می بینیم که فیلمی از کشورمان واجد وصف "بهترین فیلم سال دنیا" شده است و به خوبی توانسته است انتقال دهنده نگرش و باور و در واقع فرهنگ باشد.
فیلم و سینما همانگونه که آقای خاتمی رییس جمهور سابق نیز اشاره نموده اند می تواند در جهان ناامن، موجب نزدیکی دلها و چیرگی انسانیت و محبت بر خشونت شود.جدایی نادر از سیمین سخن های بسیاری با خود داشت.سخن هایی که محدود و محصور در فرهنگ یا جغرافیای خاصی نبود.این فیلم توان عبور از مرزها را به خوبی داشت و جهانی شد.احساس نزدیکی این فیلم با باورهای انسانی چنان بود که میلیونها نفر در سراسر دنیا را به سمت پرده های سینما و یا صفحه های تلویزیون و اینترنت کشاند.
نام ایران هم بیش از پیش در فضای فرهنگ و هنر شنیده شد.جدایی نادر از سیمین توجه بسیاری را به سمت کشور عزیزمان معطوف می سازد.اصغر فرهادی در غبار سنگین سیاست و در فضای آکنده از نزاع و جدایی و بعضا خشونت موجب نزدیکی بیشتر دلها و فرهنگ ها به همدیگر شده است.صلح و معنا و امید را جاری ساخته است. هر چند ابراهیم حاتمی کیا که از حاتمان عرصه سینمای کشور است نگاهی ناشی از ناامیدی به این فیلم دارد و در نقد ساخته فرهادی آن را فیلمی پر از القای ناامیدی دیده است:" باید در فیلم امید داده شود . من نمی بخشم خودم راکه در فیلمم مخاطب را نا امید کنم ." یا حرف حیرت انگیز سلحشور که جدایی نادر از سیمین را سیاه نمایی و ننگ دانسته است و می گوید:" به نظر من این موضوع که فرهادی به ارزشها اهانت کرده و با سیاه نمایی ایران جایزه دریافت کرده است ارزش نیست و این خود یک ضد ارزش و ننگ است"
سیل پیامهای تبریک به اصغر فرهادی بهترین نشانه و پاسخ به اندیشه و نگاه کسانی مانند سلحشور است.عزت الله انتظامی پیشکسوت بزرگ سینمای کشورمان "با جان و دل" این افتخار را به ایران و ایرانیان تبریک گفته است.سید محمد خاتمی، محمود دولت آبادی،مجید مجیدی،همایون شجریان،عباس کیارستمی، مختاباد،لطفی و دهها شخصیت کشوری و هنری و فعال اجتماعی داخلی پیامهای تبریک و شادی خود را در پی این موفقیت بزرگ ابراز نموده اند.در خارج از کشور هم همین حکایت است.سارکوزی رییس جمهور فرانسه دو بار این فیلم را به تماشا نشسته است و به گفته خودش درباره معانی فیلم خصوصا جدایی و طلاق متاثرشده است یا آنجلینا جولی که درخواست و پیشنهاد بازیگری در کارهای بعدی اصغر فرهادی نموده است.یا بسیاری از ستارگان و یا کارگردانان مشهور سینمای جهان.
امیدوارم شاهد درخشش دوباره و چند باره هنرمندان کشورمان در عرصه های هنری باشیم و البته لازمه اش برنامه ریزی و بستر سازی است..
موفق باشی اصغر فرهادی عزیز
جمعه بیست و هشتم بهمن 1390
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
این پیام باورنکردنی را دوست عزیزم وحید از کرمانشاه برایم فرستاد.از زمان ذریافت این پیام تا الان در شوکم.مهرداد از دوستان نزدیک و هم کلاسی هایم در دوره کارآموزی قضایی در تهران بود.خاطرات با مهرداد دارد در مقابل دیدگانم رژه می رود و با آب چشمانم بازی می کند.
مهرداد ساکن اژیه اصفهان بود.دوست خوش فکر ،خوش رو و خوش دلی که همیشه گل لبخند رو لبهاش بود.کارشناس ارشد حقوق جزا از دانشگاه شهید بهشتی تهران و قاضی دادسرای لردگان از توابع چهار محال بختیاری بود.شوخ طبعی و خوشرویی مهرداد نقل کلاسهای خسته کارآموزی مان بود.
همیشه احساس نزدیکی باهاش می کردم.مطمئنم که اون هم همین حس رو نسبت به من داشت.این اواخر تازگی نامزدی شده بود.چقدر به لباس و تیپش می رسید.به حقیقت هم خوش لباس و هم خوش تیپ بود.
خبر رفتن مهرداد غرق در غم و اندوهم کرد.خودم را آماده می کنم که برای مراسم هفتمین روزش به زادگاهشون برم..
روحت شاد مهرداد عزیز و دوست داشتنی..

مهرداد نفر سوم از سمت چپ با کت و شلوار طوسی و پیراهن سبز کم رنگ یا لیمویی.نفر دوم از سمت چپ هم خودم..در مراسم تحلیف

چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390
جای خالی سلوچ
"کمر را مرگان راست کرد.بخواهی نخواهی خبری بود.خبری گرچه وهم آلود-از سلوچ.نیرویی با خود داشت.جنبشی در رگها.خون سر بر دیواره رگ ها می کوبد.دل نمی تواند که نتپد.نظم کهنه نفس بر هم می خورد.موج موج آشفتگی از دل بر می خیزد.ذره ذره یاد بیدار می شود.جان تازه.بهار است.."
( جای خالی سلوچ..محمود دولت آبادی)
ساعاتی پیش مطالعه اش را تمام کردم.بهترین کتابی که امسال خوانده ام.."جای خالی سلوچ" را می گویم.. کتابی پر از تلنگر احساس.. چنان احساسی در این کتاب نشسته است که خواننده فکر می کند ساکن داستان شده است و دارد در فضایی واقعی حرکت می کند.
"محمود دولت آبادی" نویسنده توانمند این داستان است..نمی توان جای خالی سلوچ را خواند و کار نویسنده اش را تحسین نکرد..شخصیت های داستان همگی در روستایی به نام زمینج زندگی می کنند.داستان دردها و رنج ها..داستان اشک ها و رشک ها..همه در این روستا کنار هم جمع شده اند..
شخصیت های داستان هر یک نمادی شده اند..اسامی و نقش ها همه طبیعی.
" کدخدا نوروز" عامل ثبیت نظم روستا و تکیه گاه روستایی ها..در تحولات روستا همواره اثرگذار است..معتمد همه روستایی ها و البته به شدت منفعت دوست و زمین خواه..
"کربلایی دوشنبه" پیرمردی حریص که پیرانه سر است و هوس بیوه ای که شوهرش مفقود شده است نموده.." علی گناو" مرد زن دار چشم وادریده و کف بر لبی که تمنای وصال دخترک نازنین کم سن و سالی به نام هاجر نموده است.
.هاجر دختر سلوچ است.. سلوچ شوهر مرگان..مرگان محور اصلی داستان است..زنی مقاوم،سخت کوش،سمج که در گرداب زمینج گیر آمده است..در غیاب سلوچ طمع کربلایی دوشنبه را بر انگیخته و زمین اندکش هم در دهان کدخدا خوشمزه شده است!
خواندن این داستان پر کشش و جذاب را به همه خوانندگان توصیه می کنم..
دوشنبه دوازدهم دی 1390
مرد ایرانی
یکشنبه چهارم دی 1390
اندر باب انتخابات(1)
با شروع نام نویسی داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی یک انتخابات دیگر در کشور کلید می خورد."انتخابات" به شیوه کنونی از دستاوردهای دنیای جدید است که به عنوان یکی از مظاهر مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خویش شناخته می شود.در دنیای مدرن اغلب کشورها از "ابزار انتخابات" جهت زمامداری بهتر بهره می برند.با وجود تمام وجوه تفاوتی که در شکل ، شیوه وچگونگی بهره برداری از این ابزار در دنیا مشاهده می شود همه انتخابات ها در یک نقطه مشترکند و آن" تلاش در جهت نگهداشت سلامت انتخابات" است.
ادامه مطلب

